![]() |
|||||||||||
|
|||||||||||
|
Thursday, May 19, 2005
s.i.n - c.i.t.y
![]() خشنونت - سیگار - کافه - فریاد و...0 وقتی فرانک میلر سالها درخواستهایی مبنی بر اینکه اجازه حقوق داستان کمیک استریپ خود را برای ساخت فیلمی به آنها بدهد و او تنها با کلمه نه جواب آنها را میداد فکر نمیکرد روزی کارگردانی با ایده خود موجب قبول همکاری شود تا جایی که در سمت کارگردان هنری و تکنیکی کار را بر عهده بگیرد.0 ولی در کل گارگردانی برعهده رابرت رادریگز و فرانک میلر هست خود فرانک میلر ابراز خوشحالی کرده که فیلم تا جایی که میتوانسته به سورس یا همان کمیک استریپ هایش وفادار مانده که حتی میشود به گرفتن نماها و استفاده از بک گراندهای استفاده شده در کمیک های میلر اشاره کرد.. انقدر ایده ساخت فیلم بکر و ناب بوده که کارگردان خوش ذوق هالیوود- کوئینتین تارانتینو - هم به وسوسه انداخته تا یکی از سکانسهای های فیلم رو به عنوان مهمان ویژه کارگردانی کنه ![]() قبل از اینکه فیلم رو ببینم فکر میکردم که فیلم کلا بر پایه تکنیک استفده شده فیلم متکی هست و کمتر نکته مثبتی میشه در داستانش پیدا کرد - البته درست که با استفاده از این تکنیک باید ریتم داستان تند و سریع باشد - ولی در آخر نظرم کمی تغییر کرد و داشتان هم نه زیاد ولی یه کم حرفی برای گفتن داشت. از شروع فیلم و با سکانس اول متوجه میشوید که این شهری که واردش شدیم پر است از خیانت و خشونت و در کل شکانس اول هیچ پیوندی در کل فیلم نداره و سکانسی جداگونه هست همانطور که قبلا در مورد داستان فیلم گفته شده ، داستان بر پایه سه شخصیت جداگانه استوار هست که غیر از این که هر سه در شهری خشن و مرموز زندگی میکنند وجه تشابهاتی هم دارند..../0 خشنونت - سیگار - کافه - فریاد و...0 ![]() من در مورد داستان و وقایع اتفاق افتاده اصلا حرفی نمیزنم و تجربه دیدن فیلم و فهمیدن داستان رو به خودتون واگذار میکنم ولی براشته شخصی خودم رو درباره این چهار وجه تشابه میگم:0 سه شخصیت اصلی فیلم به غیر از اینکه در یک شهر زندگی میکنند با چهار فاکتور در ارتباطند:0 ![]() خشونت: خشونت اولین اخلاق آدم های شر هست که به چشم میاید ، البته به نظره من در شرایط و جو موجود در شهر کاملا طبیعی هست چون جو شهر حکم میکند که باید خشن و بیرحم باشی وگرنه میمیری...البته خشونت فیلم هیچوقت اذیت نمیکند چون مانند فیلمهای تارانتینو و دیگر کارگردانانی که از کلمه خشونت هب شیوه ای اغراق آمیز استفاده کرده اند و میخواستند آن را فراتر از واقعیت نشان دهند در این فیلم نوغی فانتزی گونه دارد و آدم ها مانند بازیها سخت جونتر از فیلمهای دیگر هستند که در این مورد میتوان به وفادار ماندن فیلم به همان کمیک ها اشاره کرد...البته خشونت در سه شخصیت متفاوت هست و هر شخصیت خشونت خاص خودش را دارد که هر کدام هم در اتفاقهای اقتاده برایشان طبیعی به نظر میرسه!0 ![]() شهر هم پر است از گروه ها و اکیپهای چند نفره که هر کدام برای خود دنیایی دارند! ولی در این میان میتوان به محله ای اشاره کرد که در آنها زنهای نژادپرستی حکمفرمایی میکنند که با گذاشتن تله برای مردان هیز و شهوتگرا امور خود را میگذرانند که حتی استفاده از نماد نژادپرستانه برای کشتن مردان یکی از همین ضد مردی آنها هست!0 ![]() سیگار: یک نوع اعتراض ..یک نوع نارضایتی از جوموجود در شهر و زندگیشان ... افراط سه شخصیت برای کشیدن سیگار مطمئئن برای رفع عطش نیکوتین نیست بلکه نوعی نارضایتی یا بی میلی به کارهایی هست که مجبورند انجام دهند در آخرین شکانس فیلم هم وقتی مردی به زنی(بعد متوجه میشوید کدام زن رو میگم) سیگار تعارف میکنه زن با تعجب نگاه میکنه و هینجاست که فیلم به سیاهی ختم میشود!0 ![]() کافه : مکانی که هر سه شخصیت در آن رفت وآمد دارند و از نطر مکانی نقطه اوج داستان هست..0 در این مکان هر سه شخصیت در فواصل نزدیک به هم با دختر هایی آشنا میشوند که موجب اتفاقهای آینده میشود ![]() جیغ: من هنوز مفهوم جیغ یا فریاد زدن رو در فیلم متوجه نشدم شاید با دیدنهای بعدی بیشتر متوجه شدم..برای شخصیت های فرعی که با سه شخصیت اصلی فیلم در ارتباطند فریاد زدن و نزدن مسئله ای مهم است و در کل هر کدام از آنها فریاد زا ترس یا درد و یا... بزند زندگی خود را زیر سئوال برده! اما در شهری که خشونت یکی از پایه های اصلی هست ور درکنار خشونت مرگ و درد هست و در کنار هر دردی فریاد و جیغی در اثر درد هست ..نزدن فریاد میتواند همان حکم سیگار را داشته باشد!0 یکی از همین شخصیتهای فرعی کسی است به نامه کوین با بازیه الجان وود که شخصیتی مرموز ، خونسرد ، خشن که با صورتی سرد و بی روح که دوست دارد کلکسیونی از سرهای زنان داشته باشد و این کار رو با خونسردی کامل انجام میدهد که فرم صورت سر و بی احساسش نشان دهنده بی میلی به این کار هست و باز هم در جو موجود در شهر به همچین شخصیتی در آمده!0 ![]() کوین بدنی لاغر و استخوانی با ناخنهای دست بلند که قادر هست صورتی را متلاشی کند . اما همچین شخصیتی هم هنگام مرگش هرگز فریاد نزد موقه ای که بدون دست و بدون پا به درختی تکیه زده وبد و سگ وفادارش داشت گوشتهای پایش را میخورد با لبخندی تمسخر آمیز و باز با همان صورت سرد و بی تفاوت فقط قاتلش را نگاه میکرد !!0 البته اون مرد در حالی که سرش جدا شده بود ولی او فریاد نزد!0 ![]() He Doesn't Scream البته محله زنان هم مکانی مشترک بود که هر سه شخصیت با آنجا در گیر بودند ولی توضیح دادن درباره محله زنان باز کردن داستان هست که من از ادامه دادنش دست برمیدارم..../0 و در آخر بگم حالت راوی گونه داستان منو یاده بازیه مکس پین انداخت البته شاید نوآ یا سیاه بودن فیلم هم دخیل بوده..0 --- ![]() در هر صورت جالب بود..0 همین..../0 فعلا [ 3:50 AM ] . [ + ]
|
![]() d.a.r.k - a.r.t کاپیتانی با حسی نوستالژیک g.o.n.o.w n.o - p.a.r.t.y | ||||||||||