![]() |
|||||||||||
|
|||||||||||
|
Wednesday, April 06, 2005
n.o - p.a.r.t.y
ولی واقعا بعضی موقعه ها ادم حوصله مهمون رو نداره..!!!0 امروز کلی آدم های چشم درشت و چشم ریز ریخته بودند اینجا... که تو طول زندگیشون اینو یاد گرفتند که برای اطرافیانشون و حتی خودشون کلاس بزارند ... امروز یکی از روزهایی بود که خیلی دیر گذشت ولی خوب بالاخره گذشت....!0 هر روزی که میگزره بیشتر مطمئن میشم که این خرافات نصفه زندگی مارو گرفته ، یعنی برای بعضی ها که همه زندگیشونو گرفته...که اگه توی مهمونی یه مقدار دقت میکردم میفهمیدم که آدمها چه جوری دارند مثله یک وزق توی باتلاق دست و پا میزنند باتلاقی به نامه خرافات !0 اون مدت اتفاق افتاده که ولی این ها همه میاد ومیره و تنها چیزی که میمونه خاطارات خنده داری است که تو طوله اون مدت اتفاق افتاده که امروزم از این اتفاقات کم نداشتم بگزریم..../ 0 توی طول کار کردن توی اینرنت آدم با خیلی ها آشنا میشه و با خیلی هام قهر!! ولی یکی از همین آدمهایی که من باهاش آشنا شدم شخصی هست به اسم آبتین ! چند روز پیش که طرحهای بلاگمو داشم نشونش میدادم ، یکو برگشن گفت عکسه اصلی اینو بده منم میخوام روش کار کنم ، منم رو حسابه این که این چیزی میدونه و اصلا شاید از منم بهتر درست کنه عکسو دادم و فرداش وکتورشده! تحویل گرفتم ، نمونه عکسو اینجا گزاشتم خودتون ببنید و نظر بدید !0
فعلا [ 4:05 AM ] . [ + ]
|
![]() | ||||||||||