![]() |
|||||||||||
|
|||||||||||
|
Wednesday, April 06, 2005
کاپیتانی با حسی نوستالژیک
بعضی وقتها آدم فکر میکنه ، البته بعضی وقتها هم مطمئنه که دیگه چیزهایی که چند سال پیش آرزوشونو داشته و الان بهشون رسیده لذت قبلا رو نداره ، این قانون روی تمام آرزوها و خواسته ها دلالت داره و هیچ تبسره ای هم نداره!0 ...../ تو یکی از شبها که داشتم تو سایتی میچرخیدم چیزی دیدم که نیمی از بچگی منو در بر داشت ، نیمی از خاطراتم تو دوران بچگی رو در بر داشت -- تو اون خونه ، اون اتاق و اون پنجرهای که روی کوچه ای باز میشد که هیچکی از آدمهایش رو نمیشناختم -- فارغ از هر فحش های روزانه و دوستانه و مسخره در کنرش مینشستم و چشم در پیکسلهای متحرکش می دوختمو نفس میکشیدم..../0 چیزی نبود به غیر از فوتبالیستها ، کارکتری که همیشه خودم رو جای اون میزاشتم و تو فضای مجازی دنیایم رها میشدم ، مانند یک پر در حال سقوط بدون هیچ دغدغه ای .... چه زود گذشت !!0 شما رو با نوستالژی بچیگیم تنها میزارم...:0
[ 4:05 AM ] . [ + ]
|
![]() | ||||||||||